سينمای ما - نگاهی به فیلم «به همین سادگی» (رضا میرکریمی) / زن و مدرنیته؛ قرائتی ایرانی
شنبه 20 مهر 1387 - 22:45











نظر سنجی

شما کدام سریال ماه مبارک رمضان را بیشتر پسندید؟




سينماي جهان
عکس‌ها و پوستر فیلم جنجالی تام کروز
تام هنکس در وسترن تازه بری لوینسون
دیوید کراننبرگ احتمالا کارگردان، دنزل واشنگتن احتمالا بازیگر
کتی هولمز در تئاتر و تلویزیون
کوین کاستنر در «دورهام»، بیست سال بعد
فارست ویتاکر فیلمی درباره لوییس آرمسترانگ می‌سازد
جشنواره مراکش به کارگردان‌ ملی‌اش ادای دین می‌کند
سینمای روسیه صد ساله شد و پوتین 64 ساله/ پوتین به سینمای روسیه کمک مالی کرد
ماجرای ترور آبراهام لینکلن به تصویر کشیده می‌شود
آفریقا نماینده‌اش را به اسکار فرستاد، ویتنام از قافله جا ماند
خاکسترنشین‌ها (یادداشت کِنِت توران -لوس آنجلس تایمز- بر فیلم «4 ماه،3 هفته و 2 روز» ترجمه پیمان جوادی)
آخرین کار پل نیومن بزرگ یک مستند حیات وحش بوده نه انیمیشن «ماشین‌ها»


دعوت


  (219 رأي)

کارگردان:
ابراهیم حاتمی کیا
-------------------------------------
آواز گنجشک ها


  (87 رأي)

کارگردان:
مجید مجیدی
-------------------------------------
کنعان


  (173 رأي)

کارگردان:
مانی حقیقی
-------------------------------------
نسکافه داغ داغ


  (37 رأي)

کارگردان:
علی قوی تن
-------------------------------------
سه زن


  (84 رأي)

کارگردان:
منیژه حکمت
-------------------------------------


پربیننده ترین اخبار هفته
 پس از برگزاری مراسم فرش قرمز «مجموعه دروغ‌ها» صورت گرفت / گزارش خبرگزاری ایلنا از تمام جنجال‌های اطراف گل‌شیفته فراهانی و واکنش اخیر دو روزنامه به اتفاق اخیر...
 یادداشت امیر قادری درباره جواد خیابانی که بازی دربی این هفته را گزارش کرد؛ / این اسم‌اش آدم فروشی نیست آقای ضرغامی ...
 در واکنش به سوء استفاده‌های موجود در فضای اینترنت؛ / محمدرضا گلزار به مراجع قانونی شکایت می‌کند...
 گفتگویی با مهناز افشار بازیگر فیلم «دعوت»؛ / مادرم بعد تماشای فیلم گفت خوب بازی کردی؛ ولی تا آخر فیلم نبودی!...
 وقتی جواد خیابانی از اینگمار برگمان مثال می‌آورد؛ / پاسخ جواد خیابانی به نقد اخیر امیر قادری/شما نماینده نسل‌تان نیستید آقای قادری...
 'گزارش پشت صحنه اخراجی‌های 2؛ / جواد رضویان زیادی شلوغ می‌کند!...
 و خیابانی که جواب مخالفان‌اش را داد؛ / حتی دشمنان‌ام را دوست دارم!...
 گفت‌وگو با ترانه عليدوستي؛ بازيگر فيلم «كنعان» / «قرار نيست تكليف شما با خودتان روشن شود»...
 فهرست بازیگران و خلاصه داستان؛ / ستارگان سینمای ایران در سه طبقه عمارت فیلم جدید حسن فتحی...
 یادداشتی بر فیلم «کنعان»؛ ساخته‌ مانی حقیقی / کلبه‌ی احزان شود روزی گلستان؟! ...
 یادداشت حسین معززی‌نیا درباره گزارش‌های جواد خیابانی و سریال‌های ماه رمضان؛ / روز حسرت...
 ریویوی نویسنده «سینمای ما» بر فیلم «دعوت» / بی انصاف...
 تازه‌ترین گزارش از فروش فیلم‌های اکران؛ / «دعوت» در سه روز صد میلیون را رد کرد...
 دو واکنش دیگر به مقاله امیر قادری درباره خیابانی و جوابیه او؛ / روزنامه هدف (در دفاع از خیابانی): چرا حالا از قطبی دفاع نمی‌کنید؟ وبلاگ سنگواره (همسو با انتقادها): دیگر تحمل نداریم...



گزارش
 یادداشت نویسنده سایت «سینمای ما» درباره مقاله قادری و جوابیه خیابانی و «دعوت» حاتمی‌کیا؛ / فعلا فقط حاشیه‌ها...
 میزگردی با سازندگان مجموعه «مثل هیچ کس»؛ / «اتفاقا خیلی هم خوب بود»!...
 گزارش جلسه نقد و بررسی «آقای کیمیایی»؛ / امیر قادری: کیمیایی شان‌اش بالاتر از این است که بخواهد فقط یک روشنفکر باشد...
 گفتگویی با مهناز افشار بازیگر فیلم «دعوت»؛ / مادرم بعد تماشای فیلم گفت خوب بازی کردی؛ ولی تا آخر فیلم نبودی!...
 تازه‌ترین گفتگوی استاد به همین بهانه در سایت «سینمای ما»؛ / یک فیلمساز اسکاتلندی: انتظامی، شون کانری سینمای ایران است ...
 یادداشت امیر قادری درباره جواد خیابانی که بازی دربی این هفته را گزارش کرد؛ / این اسم‌اش آدم فروشی نیست آقای ضرغامی ...
 گفتگوی محمدرضا گلزار با هادی ساعی؛ / رفته بودم برای طلا......
 گزارش اكران هفته دوم مهر 1387 / «همیشه پای یک زن در میان است» به يك ميليارد رسيد؛ «دعوت» و «نسکافه داغ داغ» خوب شروع كردند...
 همراه با سريال‌هاي شبانه ماه رمضان- 9: / پشت‌صحنه سريال «هيچ‌كس»: «از زمين كه به آسمان نمي‌بارد!»...

آرشيو...



نگاهی به فیلم «به همین سادگی» (رضا میرکریمی)
زن و مدرنیته؛ قرائتی ایرانی
زن و مدرنیته؛ قرائتی ایرانی


سینمای ما - هوتن زنگنه: «به همین سادگی» ساخته رضامیرکریمی در زمره آثار شبیه خودش –یعنی آنهایی که حرف می زنند تا آشکار سازند و سکوت میکنند تا مخفی نمایند- خیره کننده به نظر نمی رسد. سوای اینکه اثر ادعای روشنفکری نمی‌کند و از قواعد ساده فرم در روایت نیز بهره نمی برد که این فی نفسه ایراد کار نیست قابل اعتنا و بحث برانگیز است اما نمی‌توان آن را بر قله های سینمایی در جستجوی مفهوم و نقد اجتماعی یا دست کم بیانیه فلسفی اندیشه ای نشاند. فیلم، روایت نمی‌کند اما شخصیت می سازد و آن چه را که حوادث نمایشی می نامیم از پیکره خویش می تراشد و بیرون می ریزد، چنانکه مخاطب شتابزده ای که در هیچ بیان تصویری نکته ای را نمیجوید را بی حوصله می نماید اما جنس این سینما دست کم برای طرفداران بیان تصویری آشنا و شاید سرگرم کننده است. به هر حال، نه فیلم ادعا میکند که حرف تازه ای دارد و نه فیلمسازش، چنانکه این در نگاه اولیه به فیلم مشهود است اما همیشه حرف تازه نزدن دلیل بر ضعف اثر نیست، بلکه این فیلم در لحظه به لحظه اش میخواهد «بیان» کند، آشکار نماید و به مکاشفتی سینمایی دست بزند.
فیلم با آغاز شاعرانه اش، آن نگاه پرسشگر و گنگ به افق، آن هم در جایی که اوج به نظر می آید اما تقدیراً حضیضی بیش نیست مخاطب را به دل داستان –اگر فیلم را واجد داستان یا روایت قلمداد کنیم- هول می دهد. آغاز روز آغاز فیلم است و نیمه شب پایان آن. نگاه اجتماعی میرکریمی در این اثر نگاهی محافظه کار و بدون در نظر گرفتن معضلات سیاسی است. او بیشتر به جنس انسانی که جنسیت اجتماعش را معین میکند اندیشیده است؛ آدم معترضی که خود خاکروبه هایش را دور از نگاه دیگران در جایی که نباید خالی می‌کند نمونه ای از تشخیص و مکاشفه جنس آدمی در قالب ساختاری و زیربنایی جامعه پیرامون اوست. بی شک مسائل روانی و نیازهای فطری که در فیلم کمتر بدانها توجه شده است در پرداخت کثرت گرایی اجتماعی انسانها برای ایجاد «جامعه» موثر به نظر میرسد و یکی از ایرادهای اساسی فیلم همین بررسی لایه روانشناسانه ایست که می بایست زن را بیشتر موشکافی نماید. ایرانی بودن «زن» در اثر آن قدر نمود دارد که لایه هایی چون روانشناسی و فلسفه را تحت الشعاع قرار بدهد؛ اما آنچه مسلم است مدرنیته ایرانی نیز هست، چیزی که نه اندیشه است و نه حکمت. چیزی که نصفه و نیمه و نجویده از غرب به ما رسیده است و ما را بی هدف محتاج یا سرسپرده خویش میکند. این مدرنیته بیشتر در قالب فرهنگ جا گرفته است و بوی «سنت ستیزی» میدهد. شاید ما به عنوان مخاطبین ایرانی عادت کرده ایم مدرنیته را به سنت ستیزی هم ریشه بدانیم و آنها را از یک جنس به حساب بیاوریم، میرکریمی هم چه عامدانه و چه سهوا دریای روایتش را به امواج سنت ستیزی متلاطم میگرداند؛ نشانه های سینمایی آن می تواند اعتراض دختر به نحوه آشپزی و استفاده از غذای آماده، داشتن یک یخچال خصوصی در اتاق پسربچه، و در نمادسازی هایی بارزتر و به نوعی جیغ و بلندپرواز نمایش مداوم استفاده از آسانسور و پله برقی و زنی که آبستن است و از آسانسور می ترسد –نماینده مدرنیته و هراس جامعه ای که خاستگاه نسل آینده است- باشد. بله زن آبستن همسایه، نمادی از واجد و نگران نسلهای بعدی است اما این واجد بودن و نگرانی جای خود را به استفاده از ماهواره (فرهنگ غرب یا تهاجم فرهنگی؟) و یا آرایشهایی طولانی می دهد، او به عنوان محصول نسل قبل و ساختارساز نسل بعد بی هویت به نظر میرسد. در جایی که این زن به شفاف شدن تصویر ماهواره ای می اندیشد زن خیره به افق را اتفاقی می یابد، گویی نسل زنانه امروز –به عنوان زمان ساخت فیلم، ایران در همین دهه و همین عصر- گاهی عروج میکند و فرهنگ فراموش شده خویش را می یابد. چرا فرهنگ؟ او به طلوع می نگرد و طلوع جز با بستر سازی فرهنگی امکان پذیر نیست، و منظور طلوعی در اعماق جامعه برای روشنگری و ممانعت از گوشه گیر شدن جامعه زنانی است که در گوشه و کنار فرهنگ «سنت» گرای ایرانی به تربیت فرزندان، ظرفشویی و بچه زایی مشغول هستند.
میرکریمی در فیلمی کاملا زنانه؛ بدون صدور بیانیه های وزین فمنیستی –که باز هم تلقی ایرانی آن عواماً زن سالاری است تا زن نگرشی- مساله زن و جامعه امروز را مطرح می کند، شوهری که نیست در حقیقت اعتنایی است که به زن وجود ندارد. بحث اجتماع امروز بدون نقب زدن به تجدد فرهنگی ممکن به نظر نمی رسد و اگر مدرنیته فرهنگی اجتماعی مد نظر باشد نمایش آن با تکنولوژی و مدرنیسم علمی (بازیهای کامپیوتری و پله برقی) شایان نیست اما در تقریر مدرنیسم فرهنگی اشاره به زندگی ماشینی و سریع شدن زندگی (پیتزا به جای زرشک پلو و تاکسی دربست به جای اتوبوس) مطلوب است. به هر جهت چنانچه پیشتر آمد تجدد فرهنگی ایرانی نیز دسخوش نقص و مونتاژی نابخردانه و نیمه برهنه است، چیزی کم دارد و چیزهایی زیادی به آن تزریق شده است، گاهی فرهنگ کهن می چربد و گاه علایق نوین اما در هر صورت آنچه بستر فیلم است «زن» است، موجودی که بایستی در این فرهنگ کهنه شور و بچه زا باشد و اگر به تجلی و تعالی بیاندیشد میهمان فضله های پرندگان خواهد شد (سکانس مکالمه زن با استاد شاعره اش). زن در این فرهنگ باید زن باقی بماند، بدن ابزار باشد و کارگر و احساسش را مخفی نماید؛ حتی هدیه ای تولد همسر زیر تخت مخفی می شود. این زن باید همین شیوه را به نسل زن بعد منتقل کند کما اینکه در سکانس به جایی نحوه آموزش دخترک را در امور آشپزی و خانه داری مشاهده میکنیم، دخترکی به عنوان نماینده زنهای آینده جوانی خود را به آموزش فرهنگی سنت صرف میکند در حالی که آرزوی رقصیدن با یک موسیقی شاد را در دل می پروراند. نگاه مادر به دخترش در حال رقص بی شباهت به نگاه پرسشگرش در پشت بام نیست. مساله فیلم، چنانکه آمد فمنیسم (با تلقی غربی آن) نیست، بلکه به زن از زاویه دید یک هنرمند ایرانی در جامعه ای ایرانی که تشنه سنت ستیزی است نگاه میکند. زنان در فیلم همه ابزار و کاتالیزور هستند و نحوه نگاه به زن به شکل ابزار ریشه دار است و این ریشه داشتن در بیان رفتاری پسر کوچک خانواده مشهود است. او که در همین سن به مادرش امر و نهی میکند. نقب زدن به گذشته و یادآوری خاطرات زن خانه نشان از احساس نوستالژیک زن امروز نسبت به گذشته و «سنت» خود دارد، همچنین استخاره خواستن ناکام او بیانی از انزوای مذهبی این زن در نظر می آید اما هرچه هست، جامعه رو به جلوست و این رو به جلو بودن با حضور دو فرزند در خانواده عیان میگردد.
فیلم در نگاه کلی و فرمیک خویش داستان نمیگوید و از تکنیکهای روایی تعلیق یا حتی توازی بهره نمی گیرد، اما یک سینمای قابل تامل است. سینمایی است که جای آن خالی است و اندک اندک به همت هنرمندان نسل آینده رو به پیشرفت خواهد بود. «به همین سادگی» چندان هم به همین سادگی نبود، اما گاهی در بیان استعاره زیاده میرفت و گاهی کم میگذاشت، مهم ترین ایراد من به فیلم لایه لایه نبودن آن است، چیزی که می توانست از فیلم یک شاهکار بسازد.


منبع خبر : سینمای ما
یكشنبه,29 اردیبهشت 1387 - 4:42:31

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو

نظرات

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  



module-htmlpages-display-pid-97.html



             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : تهران ما ، مشهد ما ،  سينماي ما ، تئاترما ، خانواده ما ، دانش ما